دوباره مینویسم از خودم از خدا!
چهارشنبه 2 مرداد 1387 | 7/23/2008 6:13:58 PM | دفعات بازدید : 20
دوباره می نویسم ...
می نویسم از تنهاییم
و سکوت پر از حرفم ؛ حرفهایی از جنس بغض ...
و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...
دوباره می نویسم ...
می نویسم از خاطرات دورم
خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد ... به سرعت عمر آدمی ؛
و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند .
دوباره می نویسم ...
می نویسم از دلتنگم ...
دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته ...
نه! هنوز یک برگ باقی مانده ........... خدا !
و دوباره می نویسم ...
این بار از خودم :
خسته ام ...
می نویسم از تنهاییم
و سکوت پر از حرفم ؛ حرفهایی از جنس بغض ...
و آسمانی تیره تر از شب ، ابری ، در حسرت ستاره ...
دوباره می نویسم ...
می نویسم از خاطرات دورم
خاطرات شفافی که گذر زمان ماتشان کرد ... به سرعت عمر آدمی ؛
و تنها غباری از حسرت بر دلم به جای گذاشتند .
دوباره می نویسم ...
می نویسم از دلتنگم ...
دلی که همه ی برگهای درخت امیدش ریخته ...
نه! هنوز یک برگ باقی مانده ........... خدا !
و دوباره می نویسم ...
این بار از خودم :
خسته ام ...
کلمات کلیدی تصادفی : (Random Keywords)
><br >دوباره ><br tahoma باقی خودم دوباره ><br تیره /><br تیره سکوت /><br color: /><br tahoma tahoma ><br >تنگم خاطرات /><br ........... نویسم /><br >و tahoma دورم ریخته ><br ........... center; /><br /><br > تنها /><br مانده زمان style= /><br ><br باقی >دلی ><br حرفهایی 204); style= >دلی /><br center; bold; /><br >می آدمی
منبع : haniehnobakht.blogfa.com

