بازدیدکنندگان آنلاین
و یلی با احساس من دوستت دارم
شنبه  13 مهر 1387 | 10/4/2008 8:22:21 PM | دفعات بازدید : 7

اي دوست عزيز براي من تو هرگز نمي تواني پير باشي.زيرا زيبائي تو هنوز به چشمم مثل همان اولين باريست كه چشمم به چشم تو افتاد.
در طي فصول سه زمستان سرد را ديدم كه درخشندگي سه تابستان را از درخت هاي جنگل تكانيد و فرو ريخت.و سه بهاران زيبا را به پاييزان سرد مبدل ساخت وعطر هاي دلاويز سه "اپريل"را در سه "جون"داغ سوخت وپراكنده كرد.
اما تو از اولين باري كه ترا تر و تازه ديده ام هنوز همچنان سرد و خرمي.آه معهذا زيبايي مثل عقربه ي صفحه ي ساعت به آهستگي از روي رقم هايش مي گذرد.ولي هيچ گام برداشتني مشاهده نمي شود.بنابر اين رنگ وروي زيباي تو كه من فكر مي كنم همچنان متوقف و بي حركت است جنبش و حركتي دارد و چه بسا كه چشم من است كه فريب مي خورد.
از ترس آن{روزي كه زيبايي يار من پايان پذيرد}تو اي زماني كه هنوز قدم به جنين نهاده به دنيا نيامده اي.اين را بشنو:پيش از آنكه تو بدنيا آمده باشي تابستان زيبائي مرده بود و رفته بود.

ويليام شكسپير عزيز


کلمات کلیدی تصادفی : (Random Keywords)
width=18> ديده چشمم height=18 براي اولين پذيرد}تو خورد. اولين ساخت چشمم دارد بشنو:پيش احساس ديده دارم باشي وروي شكسپير سوخت جنگل تواني آهستگي چشمم پايان نهاده ساعت بود. آمده
منبع : rakedestan.blogfa.com